جامعه ي بسته ذهن پرسشگر نمي خواهدنويسنده: دكتر سيد محسن فاطمي
از ويژگي هاي جامعه بسته كه بر عدم تعقل و تـفكر صحيح در سيستم چنين جامعه يي گواهي مي دهد، انفعال محض و تقليد كوركورانه است. در تمام سطوح جامعه ي بسته، ويژگي فوق مطرح است و در كليه ي روابط ميتوان به نحوي نمودي از آن را يافت. در سيستم تربيتي و آموزشي جامعه ي بسته، اصل بر اين است كه معلم هر چه مي گويد صحيح است و دانش پژوهان هنگام حضور در كلاس در حالت انفعال كامل قرار گرفته و تنها خود را در جذب آن چه (معلم) ميگويد مينمايند، بدون اين كه پرسشي يا شكي نسبت به آن چه گفته ميشود، صورت گيرد. در خانوداه نيز، فرزندان به تبعيت كوركورانه از ساختار ذهني والدين خود ميپردازند و آن چه والدينشان از گذشتگان خود به عنوان آموخته هاي خود به ارث برده اند را پذيرفته و از آن تبعيت مي كنند. روحيه ي موجود در چنين جامعه يي روحيه ي پذيرش وانفعال است. تحليل و ارزيابي كه افراد در جامعه بسته گاهي به آن توسل مي جويند سطحي و كم عمق بوده، مضافاً اين كه مواد مستحكم منطقي كه با استناد به آن ارزيابيها صورت گيرد، بسيار نادر يا موجود نيست. در جامعه ي بسته، انفعال محض ابعاد بسيار وسيعي پيدا ميكند. بسياري از قضاياي علمي مكشوفه و قوانين در جامعه ي بسته بدون ارزيابي عميق مورد پذيرش قرار گيرند، بي آن كه آنگونه كه بايد شناخته شده و مورد بحث و تحليل قرار گيرند. كافي است فشار تبليغاتي در مورد نفي يا اثبات موضوعي زياد باشد، پس از مدتي، نفي يا اثبات موضوع در اذهان آن چنان محقق مي گردد كه با آن قاطعيت در مورد اثبات وجود خويش سخن نمي گويند! يكي از دلايل عمده ي عدم ابتكار و عدم خلاقيت در افراد، وجود روحيه ي انفعال محض و پذيرش بي چون و چرا است. همه ي آن ها كه در طول تاريخ كاري كرده اند، خلاقيتي از خود نشان داده اند و ابتكاري داشته اند، از ذهني پرسشگر، شكاك و جستجوگر در عمق قضايا بهره مند بوده اند. به يقين نميتوان مبتكري را سراغ داشت كه حداقل در زمينه ي خود از شك، پرسش و عدم پذيرش محض بدون نتيجه گيري منطقي برخوردار نبوده باشد. جامعه ي بسته كه نمونه ي روشني از تعطيل تعقل و تفكر منطقي است، به روشهاي گوناگون زمينه را براي تحقق همه جانبه انفعال محض و پذيرش بي چون و چرا مهيا ميسازد، چه، در غير اين صورت اگرذهن ها بارور گردند و شك و پرسش سرنوشت ساز در اذهان جرقه زند، ديگر سيستم جامعه ي بسته امكان دوام و پايداري نخواهد داشت. به همين جهت بايد به صورت گوناگون زمينه ها براي مشغول داشتن ذهن به غير معقولات و منحرف شدن ذهن از آن چه در بطن سيستم بسته است آماده شود تا عموم به طور مستقيم و غير مستقيم آنچه بر آنان گفته ميشود را بپذيرند و چرايي براي خود مطرح نسازند. سيستم بسته براي آن كه حتي الامكان از برخورد منطقي اذهان با مسائل جلوگيري نمايد و شك و سئوال را از ذهن آنها حذف نمايد، روشهاي مختلفي را مورد نظر قرار ميدهد. گاه با عطف مسئله به منبعي مؤثق، قصد آن دارد كه خود مسئله را به جهت مرتبط بودن با آن منبع، صحيح و درست جلوه دهد. اين مغالطه در بعد فردي نيز مشهود است. مثلأ در خانواده، هنگامي كه يكي از فرزندان در مقابل عمل نادرست برادر يا خواهرش اعتراض ميكند و چرا را مطرح مي سازد، فرزند ديگرمي گويد، پدر اين طور گفته يا مادر اين گونه سفارش كرده است. روش ديگر فشار تبليغاتي است. تبليغات سنگين و پر طمطراق ميتواند مثبت يا منفي بودن امري را براي اذهان تا بدان جا برساند كه اذهان ساده انگار، حتي در نزد خود در مورد آن چه گفته مي شود شك نمي كنند. در واقع مهمترين نقش در جهت تحميق عموم و سوق دادن آنها به قبول بي چون و چرا به وسيله ي تبليغات است. دستگاههاي سمعي و بصري، روزنامه ها و مجلات وقتي روي يك مسئله متمركز شده و به اثبات يا نفي به طور مكرر ميپردازند، مهمترين منبع براي دادن اطلاعات و ايجاد ساختار ذهني نسبت به امور براي عموم قلمداد ميشوند. بنابراين، تبليغات همراه با تكرار عاملي بسيار مؤثر و موفق براي حذف يا اضافه نمودن امري در ذهن است. تبليغات تا بدان جا عمل ميكند كه نوع شك، نحوه ي تحليل، طرز پرسش، شكل ارزيابي مسئله را خود به عموم منتقل مي كند و پر واضح است كه در اين حالت، عوام به چه نحو به ارزيابي اموراقدام مي كنند. از ويژگيها و خصوصيات جامعه بسته كه به نحو چشمگير و بازي مشهود است، ويژگي تحقير و كوچك شمردن ديگران است. از كانون خانواده به عنوان كانون كوچك از جامعه گرفته تا اجتماعات و كانونهاي بزرگتر همچون سازمانهاي اداري، ويژگي فوق در رفتارها موجود ميباشد . در خانواده ي كودك يكي از قربانيان اين پديده است و به انحناء گوناگون تحقير ميشود. بي اعتنايي به او، بياحترامي نسبت به سخن و رفتارش، عدم مستقل تلقي كردن او و تجلي آن در نمودهاي عيني، نشانه هايي از تحقير كودك را هويدا مي سازد. زن نيز در مرحله دوم، هدف اين تحقيرها قرار ميگيرد . صورتي كه حتي استقلال اسمي خود را از دست داده به اسم ضعيفه، اهل خانه و يا خانم آقاي… طرح ميگردد. خود مرد نيز به صور ديگر در اجتماع مورد تحقير و كوچك انگاري واقع ميشود. در يك سازمان اداري نحوه ي برخورد و رفتار رئيس با معاون و معاون با ساير مسئولان زير دست، سيري را ايجاد ميكند كه زورگويي، تحقير شمردن ديگران اساس آن مي باشد. حتي برخورد دانشمندان و انديشمندان چنين جامعه يي براساس اين گمان استوار است كه با نفي و تحقير ديگري ميتوان تشخص يافت . به همين جهت در جامعه ي بسته تحقيقهاي دسته جمعي همه جانبه و منطقي بسيار كم ديده شده و انزوا، گوشه گيري و عدم همزباني در ميان دانشمندان جامعه نيز مشهود است . حاكميت پديده ي فوق در جامعه، از سويي خود كم بيني را به همراه ميآورد. كودكان كه بارها مورد تحقير و كوچك شمردن قرار گرفته اند در عمل، اعتماد به نفس را از دست داده اند و ابتكار و اتكاء به خود را از ياد ميبرند. به علت فشار تحقير، برطرف شدن محيط تحقيرآميز و وجود حتي مقدار كمي آزادي، حركات و اعمال ناهماهنگ يا به تعبير ديگر افراط در سيستم رفتاري را به همراه ميآورد و تحقير شده ها با قدم گذاشتن به محيطي كه نه تنها علائم و نشانه هاي تحقير در آن موجود نيست بلكه آزادي و قدرت عمل نيز در آن مطرح است، سر از پا نمي شناسند. از آن جهت كه روحيه ي جامعه بسته نيز روحيه ي پذيرش بي چون و چرا و عدم برخورد منطقي و معقولانه با قضاياست، لذا برنامه هاي تربيتي جامعه بسته نيز بر همان محور حركت نموده و با فراهم نساختن محيطي كه تعقل در آن اصل باشد، اذهان را از انديشيدن صحيح و خلاقيت بازميدارند. تحقيرهاي ايجاد شده در جامعه بسته از آن جهت كه با تلقين هاي متعدد و مكرر همراه است، گاه چنان مؤثر ميشود كه افراد هويت حقيقي خود را نيز به دست فراموشي سپرده و تسليم محض و بيچون و چراي دستگاههاي تبليغاتي ميگردند تا بلكه بتوانند من هم هستم را به اثبات برسانند. به همين جهت در جامعهي بسته الگوگيري از دستگاههاي تبليغاتي، اساس انتخابها و گزينشها را تشكيل ميدهد و استقلال در گزينش همراه با تعقل، به صفر نزديك ميگردد. در جامعه ي بسته عمداً بعضي جهت تحقير انتخاب ميگردند تا با فشار بيش از حد بر روي عموم خستگي و زدگي آنها، ميزان انزجار و دوري از آن عامل يا عوامل در نزد افراد به سطح بسيار بالايي برسد، ازسوي ديگر عواملي كه درست نقطه مقابل عوامل تحقير كننده هستند باز بر اساس سياست گردانندگان جامعه ي بسته در صحنه وارد مي گردند و عرصه هجوم خسته شدگان تحقير شده يي قرار ميگيرند كه آرزوي آن را بارها نموده اند.
آلبوم بسیار زیبای حمید و مهدی
.:.نام آلبوم : گریتو در میارم .:.
آلبوم خیلی خیلی زیبایی هستش
حتما دانلود کنید
Naro
Gozashti Rafti
Eshgham Haroom Shod
Akharin setare
Geryato Dar Miaram
Hichi Nagoo
Bi Khialesh
7 Ta Asemoon
Boro Az Pisham Boro
Subscribe to:
Post Comments (Atom)

0 comments:
Post a Comment