Wednesday, September 20, 2006

جامعه ي بسته ذهن پرسشگر نمي خواهدنويسنده: دكتر سيد محسن فاطمي

از ويژگي هاي جامعه بسته كه بر عدم تعقل و تـفكر صحيح در سيستم چنين جامعه ‎يي گواهي مي دهد، انفعال محض و تقليد كوركورانه است. در تمام سطوح جامعه ‎ي بسته، ويژگي فوق مطرح است و در كليه ‎ي روابط مي‎توان به نحوي نمودي از آن را يافت. در سيستم تربيتي و آموزشي جامعه ‎ي بسته، اصل بر اين است كه معلم هر چه مي گويد صحيح است و دانش ‎پژوهان هنگام حضور در كلاس در حالت انفعال كامل قرار گرفته و تنها خود را در جذب آن چه (معلم) مي‎گويد مي‎نمايند، بدون اين كه پرسشي يا شكي نسبت به آن چه گفته مي‎شود، صورت گيرد. در خانوداه نيز، فرزندان به تبعيت كوركورانه از ساختار ذهني والدين خود مي‎پردازند و آن چه والدينشان از گذشتگان خود به عنوان آموخته‎ هاي خود به ارث برده ‎اند را پذيرفته و از آن تبعيت مي كنند. روحيه ‎ي موجود در چنين جامعه ‎يي روحيه‎ ي پذيرش وانفعال است. تحليل و ارزيابي كه افراد در جامعه بسته گاهي به آن توسل مي جويند سطحي و كم عمق بوده، مضافاً اين كه مواد مستحكم منطقي كه با استناد به آن ارزيابي‎ها صورت گيرد، بسيار نادر يا موجود نيست. در جامعه ‎ي بسته، انفعال محض ابعاد بسيار وسيعي پيدا مي‎كند. بسياري از قضاياي علمي مكشوفه و قوانين در جامعه‎ ي بسته بدون ارزيابي عميق مورد پذيرش قرار گيرند، بي آن كه آن‎گونه كه بايد شناخته شده و مورد بحث و تحليل قرار گيرند. كافي است فشار تبليغاتي در مورد نفي يا اثبات موضوعي زياد باشد، پس از مدتي، نفي يا اثبات موضوع در اذهان آن چنان محقق مي گردد كه با آن قاطعيت در مورد اثبات وجود خويش سخن نمي گويند! يكي از دلايل عمده ‎ي عدم ابتكار و عدم خلاقيت در افراد، وجود روحيه ‎ي انفعال محض و پذيرش بي چون و چرا است. همه ‎ي آن ها كه در طول تاريخ كاري كرده ‎اند، خلاقيتي از خود نشان داده ‎اند و ابتكاري داشته ‎اند، از ذهني پرسشگر، شكاك و جستجوگر در عمق قضايا بهره ‎مند بوده ‎اند. به يقين نمي‎توان مبتكري را سراغ داشت كه حداقل در زمينه ‎ي خود از شك، پرسش و عدم پذيرش محض بدون نتيجه‎ گيري منطقي برخوردار نبوده باشد. جامعه ‎ي بسته كه نمونه‎ ي روشني از تعطيل تعقل و تفكر منطقي است، به روش‎هاي‌ گوناگون زمينه را براي تحقق همه جانبه انفعال محض و پذيرش بي چون و چرا مهيا مي‎سازد، چه، در غير اين صورت اگرذهن ها بارور گردند و شك و پرسش سرنوشت ساز در اذهان جرقه زند، ديگر سيستم جامعه ‎ي بسته امكان دوام و پايداري نخواهد داشت. به همين جهت بايد به صورت گوناگون زمينه ‎ها براي مشغول داشتن ذهن به غير معقولات و منحرف شدن ذهن از آن چه در بطن سيستم بسته است آماده شود تا عموم به طور مستقيم و غير مستقيم آنچه بر آنان گفته مي‎شود را بپذيرند و چرايي براي خود مطرح نسازند. سيستم بسته براي آن كه حتي الامكان از برخورد منطقي اذهان با مسائل جلوگيري نمايد و شك و سئوال را از ذهن آن‎ها حذف نمايد، روش‎هاي مختلفي را مورد نظر قرار مي‎دهد. گاه با عطف مسئله به منبعي مؤثق، قصد آن دارد كه خود مسئله را به جهت مرتبط بودن با آن منبع، صحيح و درست جلوه دهد. اين مغالطه در بعد فردي نيز مشهود است. مثلأ در خانواده، هنگامي كه يكي از فرزندان در مقابل عمل نادرست برادر يا خواهرش اعتراض مي‎كند و چرا را مطرح مي سازد، فرزند ديگرمي گويد، پدر اين طور گفته يا مادر اين گونه سفارش كرده است. روش ديگر فشار تبليغاتي است. تبليغات سنگين و پر طمطراق مي‎تواند مثبت يا منفي بودن امري را براي اذهان تا بدان جا برساند كه اذهان ساده انگار، حتي در نزد خود در مورد آن چه گفته مي شود شك نمي كنند. در واقع مهم‎ترين نقش در جهت تحميق عموم و سوق دادن آن‎ها به قبول بي چون و چرا به وسيله‎ ي تبليغات است. دستگاه‎هاي سمعي و بصري، روزنامه ‎ها و مجلات وقتي روي يك مسئله متمركز شده و به اثبات يا نفي به طور مكرر مي‎پردازند، مهم‎ترين منبع براي دادن اطلاعات و ايجاد ساختار ذهني نسبت به امور براي عموم قلمداد مي‎شوند. بنابراين، تبليغات همراه با تكرار عاملي بسيار مؤثر و موفق براي حذف يا اضافه نمودن امري در ذهن است. تبليغات تا بدان جا عمل مي‎كند كه نوع شك، نحوه‎ ي تحليل، طرز پرسش، شكل ارزيابي مسئله را خود به عموم منتقل مي كند و پر واضح است كه در اين حالت، عوام به چه نحو به ارزيابي اموراقدام مي كنند. از ويژگي‎ها و خصوصيات جامعه بسته كه به نحو چشم‎گير و بازي مشهود است، ويژگي تحقير و كوچك شمردن ديگران است. از كانون خانواده به عنوان كانون كوچك از جامعه گرفته تا اجتماعات و كانون‎هاي بزرگ‎تر هم‎چون سازمان‎هاي اداري، ويژگي فوق در رفتارها موجود مي‎باشد . در خانواده ‎ي كودك يكي از قربانيان اين پديده است و به انحناء گوناگون تحقير مي‎شود. بي ‎اعتنايي به او، بي‎احترامي نسبت به سخن و رفتارش، عدم مستقل تلقي كردن او و تجلي آن در نمودهاي عيني، نشانه ‎هايي از تحقير كودك را هويدا مي سازد. زن نيز در مرحله دوم، هدف اين تحقيرها قرار مي‎گيرد . صورتي كه حتي استقلال اسمي خود را از دست داده به اسم ضعيفه، اهل خانه و يا خانم آقاي… طرح مي‎گردد. خود مرد نيز به صور ديگر در اجتماع مورد تحقير و كوچك انگاري واقع مي‎شود‎. در يك سازمان اداري نحوه ‎ي برخورد و رفتار رئيس با معاون و معاون با ساير مسئولان زير دست، سيري را ايجاد مي‎كند كه زورگويي‎، تحقير شمردن ديگران اساس آن مي باشد. حتي برخورد دانشمندان و انديشمندان چنين جامعه ‎يي براساس اين گمان استوار است كه با نفي و تحقير ديگري مي‎توان تشخص يافت . به همين جهت در جامعه ‎ي بسته تحقيق‎هاي دسته جمعي همه جانبه و منطقي بسيار كم ديده شده و انزوا‎، گوشه‎ گيري و عدم هم‎زباني در ميان دانشمندان جامعه نيز مشهود است . حاكميت پديده ‎ي فوق در جامعه، از سويي خود كم بيني را به همراه مي‎آورد. كودكان كه بارها مورد تحقير و كوچك شمردن قرار گرفته ‎اند در عمل‎، اعتماد به نفس را از دست داده ‎اند و ابتكار و اتكاء به خود را از ياد مي‎برند. به علت فشار تحقير، برطرف شدن محيط تحقيرآميز و وجود حتي مقدار كمي آزادي، حركات و اعمال ناهماهنگ يا به تعبير ديگر افراط در سيستم رفتاري را به همراه مي‎آورد و تحقير شده ‎ها با قدم گذاشتن به محيطي كه نه تنها علائم و نشانه‎ هاي تحقير در آن موجود نيست بلكه آزادي و قدرت عمل نيز در آن مطرح است، سر از پا نمي شناسند. از آن جهت كه روحيه ‎ي جامعه بسته نيز روحيه‎ ي پذيرش بي چون و چرا و عدم برخورد منطقي و معقولانه با قضاياست، لذا برنامه‎ هاي تربيتي جامعه بسته نيز بر همان محور حركت نموده و با فراهم نساختن محيطي كه تعقل در آن اصل باشد، اذهان را از انديشيدن صحيح و خلاقيت بازمي‎دارند. تحقيرهاي ايجاد شده در جامعه بسته از آن جهت كه با تلقين هاي متعدد و مكرر همراه است، گاه چنان مؤثر مي‎شود كه افراد هويت حقيقي خود را نيز به دست فراموشي سپرده و تسليم محض و بي‎چون و چراي دستگاه‎هاي تبليغاتي مي‎گردند تا بلكه بتوانند من هم هستم را به اثبات برسانند. به همين جهت در جامعه‎ي بسته الگو‎گيري از دستگاه‎هاي تبليغاتي‎، اساس انتخاب‎ها و گزينش‎ها را تشكيل مي‎دهد و استقلال در گزينش همراه با تعقل، به صفر نزديك مي‎گردد. در جامعه ‎ي بسته عمداً بعضي جهت تحقير انتخاب مي‎گردند تا با فشار بيش از حد بر روي عموم خستگي و زدگي آنها، ميزان انزجار و دوري از آن عامل يا عوامل در نزد افراد به سطح بسيار بالايي برسد، ازسوي ديگر عواملي كه درست نقطه مقابل عوامل تحقير كننده هستند باز بر اساس سياست گردانندگان جامعه ‎ي بسته در صحنه وارد مي گردند و عرصه هجوم خسته شد‎گان تحقير شده ‎يي قرار مي‎گيرند كه آرزوي آن را بارها نموده ‎اند.


آلبوم بسیار زیبای حمید و مهدی

.:.نام آلبوم : گریتو در میارم .:.

آلبوم خیلی خیلی زیبایی هستش

حتما دانلود کنید



Naro
Gozashti Rafti
Eshgham Haroom Shod
Akharin setare
Geryato Dar Miaram
Hichi Nagoo
Bi Khialesh
7 Ta Asemoon
Boro Az Pisham Boro

0 comments: